مهر بی مهر
-
تاریخ: 1402/8/29 ساعت: 19:00
سلام بی مقدمه وارد جایی شدم که ارزوی چندین و چند ساله ام بود چقدر ذوق و شوق رفتن به اونجا تمام زندگی مو درگیر خودش کرده بود، وارد کلاس درس و مدرسه بوی خوب ماه مهر ، اما چقدر دلم پر از درد شد چند روزیست گریه امانم رابریده تمام شب و روزم با هم یکی شده چرا من !!؟؟ ب راستی چرا من روز شنبه با خوشحالی...
کتاب
-
تاریخ: 1402/5/24 ساعت: 14:23
نمیدانم آخرین بار که مطلب نوشتم کی بود ،مهم نیست ولی الان کاملا اتفاقی کتابی به دستم رسید که چقدر حالات و احوالات نقش اول شبیه من بود با این تفاوت که من از ابتدا حس و حال حیا و عفت در من بوده و همیشه سعی میکردم اینگونه باشم ،راستی بماند که من خودم باعث همه چیزم ..... دلم به حال خودم نمیگویم میسوزد...
تا پیدا کردن مسیر تعطیل!!!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:23
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود گاهی زمین وزمان ب یک باره سخت میشود گاهی سکوت بهترین حرف میشود گاهی دلم برای....
مسیر پیداشد...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 21:23
دقیقا امروز همون روزی بود که منتظرش بودم .مسیر پیدا شد
تولد...
-
تاریخ: 1396/10/26 ساعت: 17:49
امروز نه ببخشید دیروز آخه از نیمه شب گذشته تولدم بود....شاید سال بعدی در کار نباشه اما اگر هم باشه همین جوریه.....
کاش ای تنهاترین امید زندگی میتوانستم فراموشت کنم...
-
تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 7:53
راستی دیروز به دیدنت امدم .به یاد همه دفعات که باهم میرفتیم .همان کارهایی که انجام میدادی را ،انجام دادم.... البته نه به خوبی وصلابت تو.. چقد این روزها دلتنگ خاطره هام ..فکر نمیکردم تنها بشیم ..بابا..شاید تنها واژه ایی باشد که وقتی میشنوم برای من تداعی کننده پشتوانه محکم واستوره صبر باشد کاش هیچ وقت...
گیره روسری
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
عصبانی وناراحت بودم که چرا زحمت یک هفته ای بچه ها به خاطر آقای دقیانوسی به باد فنا رفت البته نداشتن جای ثابت هم افکارم را مخدوش کرده بود. داخل تاکسی نشستم تاحرکت کند 5دقیقه طول کشید ونفهمیدم که چطور سپری شد.که خانمی را کنار خودم دیدم متوجه نگاهایش ن
گناه....
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
از بس گناه کرده ام آقا شش گوشه که هیچ ،به من رخصت مشهد نمی دهی....+ +لیاقت حضور نداشتم.یاداون شبی افتادم که تو هویزه نشسته بودیم ویه آقایی اومد نزدیک صحبت کرد ومن تو دلم گفتم این چی داره میگه وقت گیر اورده این وقت شب !!گفت هرکی دوست داره میتونه
دوباره جنوب
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
هوای جنوب به مشامم خورده بازم هوای هویزه وشلمچه دلمو لرزونده نمیدنم امسال دعوت میشم یا نه ؟!دلم تنگ میشه برا روزهای جنوب برا مناطق برابچه ها برا شب نخوابی ها برا قدم های که رو رمل های فکه میزاشتم برا اسم اتوبوس ها براشهید گمنام براهوای برفی اسفند دان
غایب...
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
سلام باید فکری به حال این نفس بی اثر کنم.... حضور غیاب: ۱-راهیان نور،غایب.. . . . . . . . . .اینجا که غایب باشی باخته ای تمام نگاه شان را... ادامه مطلب
دعا
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
.... .... ادامه مطلب
رفت...
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
وقتی رفتی ...پشتم شکست... قلبم ...شکست... به دنبال شکسته بند میگردم.... گمانم فقط مرگ چاره اش باشد....
ولاتجسسوا...
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
ای بابا نمی دونی چی کار کرده؟؟؟؟!!!! آره بابا اینا خانوادگی اینجوری ان!!! به ما چه ربطی داره،ماچی کار به زندگی مردم داریم.!! غیبت نباشه نمیدونم چرا دختره ازدواج نمیکنه؟؟!!! غلط نکنم پسره معتاده!!! آره دیگه رفته دانشگاه هوا برش داشته!!!+ ... .. . . .ب
پ د ر
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
دلم تنگ شده اینجا هواه خیلی خیلی بده ،میدونی وقتی نیستی واقعا احساس میکنم پشتم خالیه .الان میفهمم که وقتی بودی چرا اینقد گریه نمیکردم.!اگرهم گریه میکردم همین که میدیدمت حالم خوب میشد..یادته یه بار اردیبهشت شد ومن احمق رو بگو اونقد درگیر فعالیت های د
آذر بایجان
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
دلم گرفت وقتی شنیدم سیل اومده اونجا برای من خیلی خاطر انگیز بود با شما مردم عزیز همدردی میکنم وامید وارم همیشه سلامت باشید ،بهترین سال های عمرم رو اونجا گذروندم امیدوارم آذر بایجان وآذر بایجانی همیشه سر بلند باشه.
نیمه شعبان
-
تاریخ: 1396/2/22 ساعت: 3:28
چقدر روزها از پی هم میرن انگارهمین دیروز بود که داشتیم مسجد رو فضا سازی میکردیم برا جشن نیمه شعبان .چه ذوقی داشتیم ما یاد همه بچه هابخیر معلوم نیست که دیگه میبینم اون جمع رو یانه اما واقعا از ته دل برا همه دعا میکنم عزیزم بشن همه